تاریخ فرش دستباف در ایران و اروپا

مقدمه ای بر کفپوش های نساجی

بشر از سالیان دور،حتی زمانی که زندگی غارنشینی را تجربه می کرد، برای آن که به هنگام نشستن بر زمین از گزند سرما و ناهمواری های زمین در امان باشد، به فکر استفاده از زیرانداز افتاده است.

زیراندازها یا کفپوش های اولیه به طور طبیعی از برگ و یا قسمت های نرم گیاهان و یا پوست حیوانات به ویژه آنهایی که دارای پوشش پشمی یا مویی بوده اند (مانند گوسفند، بز و یا حتی حیوانات وحشی مانند ببر و پلنگ )ساخته شده است.

طی روند تکاملی زندگی بشر، ساختن انواع زیراندازها، متناسب با مواد اولیه ی در دسترس هر منطقه آغاز می شود. بدین سان،اقسام مختلفی از زیراندازها به صورت مبتکرانه خلق می شوند که البته به دلیل آنکه مواد اولیه تمامی آنها طبیعی بوده است، تقریباً تمامی آنها در طبیعت تجزیه شده اند و به جز چند مورد خاص، تقریباً نمونه ای از زیراندازها با کفپوش های اولیه ساخت بشر در دسترش بشر متمدن امروزی نیست.

اصطلاح «کفپوش» در زبان لاتین به تمامی انواع پوشش های کف اعم از سنگ، چوب، پارکت، سرامیک، فرش دستباف، فرش ماشینی، موکت، زیراندازهای سنتی (مانند گلیم و جاجیم) و… گفته میشود .

در این میان،بخشی از کفپوش ها که در صنعت نساجی تولید می شوند مانند فرش دستباف و ماشینی، موکت و زیراندازهای سنتی را با اصطلاح «مفپوش های نساجی» از سایر کفپوش ها جدا می کنند.

بنابراین می توان گفت کفپوش های نساجی دسته مهمی از منسوجات تولیدی در جهان هستند که طیف وسیعی از زیراندازهای منسوج را شامل می شوند. شکل (۱-۱) طبقه بندی انواع کفپوش های نساجی را نشان می دهد.

 

تاریخ فرش دستباف

 شکل۱-۱- طبقه بندی کفپوش های نساجی

 

از آن جایی ایران کارپت منحصر به علاقمندان و دست اندرکاران صنعت فرش ماشینی و صنایع وابسته است ، کفپوش هایی که در سمت چپ نمودار شکل (۱-۱) قرار گرفته اند، مورد بررسی قرار می گیرند و به دلیل طولانی شدن مطالب، از پرداختن به سایر کفپوش ها در ایران کارپت خودداری می شود.

هنر صنعت فرش

فرش، یکی از پیچیده ترین و مدرن ترین زیراندازها یا منسوجات ساخت بشر است که سابقه تولید ان به بیش از سه هزار سال پیش بر می گردد. در واقع، فرش نوعی منسوج است که از در هم بافتن ماهرانه دسته های نخ به وجود می آید.

هزاران سال قبل توده های الیاف حیوانی و گیاهی مانند پشم و پنبه با مهارت بالا به وسیله دست انسا به نخ تبدیل می شدند.  بعدها بشر دوک ریسندگی و سپس چرخ ریسندگی را برای تولید بیشتر نخ اختراع کرد.

نخ ها با دقت تمام درهم تنیده می شدند و فرش شکل می گرفت. آشنایی با فن رنگرزی سبب شد تا بشر نخ ها را متناسب با سلیقه خود رنگرزی نماید و اولین نقوش را بر تار و پود فرش به وجود آورد.

رنگ بندی و نقوش به کار رفته به مرور زمان تکامل یافت و در نتیجه فرش از کفپوش صرف به کالایی برای بروز فرهنگ و هنر برخی ملل از جمله ایرانیان تبدیل شد. به عبارت دیگر، ایجاد طرح و نقش روی فرش، آن را تبدیل به محملی نمود برای جوشش استعداد های ناب هنری که برگرفته از سنت ها و فرهنگ قوم بافنده بود.

عمق تاثیر و نفوذ فرهنگ بافندگان هر منطقه بر مواد اولیه،رنگ بندی،نقوش و طرح های به کار رفته در بافت فرش چنان زیاد بوده است که امروزه می توان انواع مختلفی از فرش را یافت که مواد اولیه و طرح و نقش آن به احتی و با دقت زیاد، عقاید، باورها و سلایق بافندگان آنها را در ده ها سال پیش آشکار می سازند.

با ظهور انقلاب صنعتی و ماشینی شدن تولید انواع و اقسام کالاهایی که قبلاً به صورت دستی ساخته می شدند،تولید صنعتی و ماشینی فرش نیز در اروپا آغاز شد.

سیر تکاملی ساخت ماشین آلات فرش بافی طی ۲۰۰ سال گذشته، منجر به آن شد که صنعت تولید فرش ماشینی به یکی از شاخه های مهم صنعت نساجی جهان بدل شود.

امروزه تلفیق تکنولوژی های نوین ماشین آلات مدرن، مواد اولیه مرغوب، هنر طراحی و تنوع در رنگ و اندازه و طرح، چنان جلوه های اعجاب انگیزی از فرش های ماشینی را خلق کرده است که هر بیننده ای را بی اختیار شیفته خود می سازد.

نوآوری در مواد اولیه و طرح و توجه به سلایق متنوع مشتریان هر نقطه از جهان که برگرفته از فرهنگ آنان است، روز به روز تنوع رقابت در صنعت فرش ماشینی را داغ تر می کند و تولیدکنندگان و حتی کشورهای صادر کننده این محصول را به سبقت از یکدیگر ترغیب می نماید.

تاریخچه فرش دستباف

پیدایش فرش دستباف

بدون شک، اولین فرش ها یا کفپوش ها، پوست حیواناتی بودند که شکارچیان ماقبل تاریخ به صورت ابتدایی آنها را دباغی و در غارها، کلبه ها یا چادرهایشان پهن می کردند. حصیر وقالیچه ها بعدها بافته شدند نمی توان تاریخ دقیقی برای آغاز بافت آنها ذکر کرد.

از آنجایی که الیاف گیاهی و حیوانی، بیعی بوده و از موادی ساخته شده اند که موجودات ریز ذره بینی قادر به تجزیه آنها هستند، انتظار این که فرش های اولیه توانسته باشند تا عصر حاضر دوام بیاورند، بی فایده است.

به هر حال ، شواهد و آثاری از فرش در کشفیات باستان شناسی به دست آمده است.

آثاری بر روی کوزه های سفالی، نگاره هایی در مورد فرآیند های مختلف نساجی مانند ریسندگی (تهیه نخ) و بافندگی (تهیه پارچه)، نوشته هایی راجع به آنها، یادداشت هایی در خصوص تجارت فرش و سایر کفپوش ها از این جمله هستند.

شواهد نشان می دهند که زمخت ترین کفپوش ها حصرهایی بودند که از نی بافته شده بودند.

بیشتر کفپوش های سدت ساز از الیاف گیاهی ساخته می شدند. هدف اولیه و اصلی تولید فرش های خاب دار از پشم گوسفند و موی بز، احتمالاً شبیه سازی گرما و راحتی پوست حیوانات بوده است.

این به معنی ایجاد گرما و جلوگیری از انتقال سرما به بدن، به هنگام نشستن یا خوابیدن روی فرش و نیز راحتی و نرمی آنها هنگام استراحت می باشد. گمان می رود درست کردن فرش های خاب دار واقعی در حدود ۶۰۰۰ سال پیش و احتمالاً در ایران شروع شده است.

حدود ۱۲۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، عحر حجر (دوران نوسنگی) در نواحی گرم و حاصل خیز (حاصل خیزتر از حالا) آفریقای شمالی، خاورمیانه ، آسیای غربی زودتر از شمال غربی اروپا آغاز شد.

کشاورزی و ساختن ابزار با دست گسترش یافت و جوامع بشری ساکن (تمدن ها)در این نواحی زودتر از نقاط دیگر شکل گرفتند. چادر نشین ها و بیابان گردها ، گله های بز و گوسفند خود را بین این جوامع به این طرف و آن طرف می بردند. بعضی از مسافران تاجر شدند و کالاهای ساخته شده، با استعدادهای هنری و فنی مبادله شدند.

کشف ابزارهای ابتدایی و کاردهای فرش بافی در برخی قبرهای عصر مفرغ در ترکمنستان، باعث شده است تا به ضرس قاطع بتوان شروع بافت فرش گره خورده پرزدار را به محدوده ای تاریخی بین ۵۰۰ تا ۱۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح (۲۵۰۰تا ۳۹۰۰ سال قبل) منتسب نمود.

حتی برخی معتقدند ساخت و طرح دقیق چاقوی فرش بافی در عصر مفرغ نشان می دهد که به هیچ وجه اختراع جدیدی نبوده، بلکه ریشه در سنتی بسیار قدیمی تر از آن زمان دارد.

قرن ها پس از عصر مفرغ و حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح، از به هم پیوستن جاده های متعدد کاروان ها،جاده ای نامشخص از چین تا دریای مدیترانه به وجود آمد که به نام «جاده ابریشم» معروف شد.

این شاهراه، مسیری برای تبادل انواع کالاهای مورد نیاز اقوام و ملل مختلف جهان از چین تا اروپا بود. در میان کالاهای تجاری،فرش نیز به عنوان یک کالای مبادله ای به چشم می خورد.

قدیمی ترین فرش موجود در جهان، در سال ۱۹۴۹ از یک مقبره در پازیریک، واقع در سیبری جنوبی نزدیک مرز جمهوری مغولستان از زیرخاک درآمد که قدمت آن در حدود ۲۴۰۰ سال تخمین زده شد.

این فرش به خاطر این واقعیت محفوظ مانده بود که زیر یخ مدفون شده بود. فرش پازیریک را می توان در موزه هرمیتاژ در شهر سنتپترزبورگ مشاهده کرد. تصویر این قالی در شکل (۱-۲) آمده است.

این فرش یک قالی خاب دار با بافت ظریف (حدود ۳۶ گره بر سانتی متر مربع) است و طراحی ماهرانه با نقوش تکرار شده در وسط و حاشیه ای پرنقش و نگار دارد.

عناصر موجود به کار رفته در نقشه این فرش، مثل این که در چند کشور بافته شده باشد، بیانگر این حقیقت است که قالی بافی، هنری است که حداقل از ۲۵۰۰ سال پیش پایه گذاری شده است.

وجوه متنوع قالی پازیریک، تاثیر چندین فرهنگ را بر آن نشان می دهد. اگر چه از «گره ترکی» در آن استفاده شده ولیکن حاشیه های آن مشخصاً ایرانی است.

رنگ زمینه، قرمز ترکمنی با مایه های آبی، زرد و سفید است و نقش اسبی که تکرار شده، ویژگی های اسب ایرانی همچون موهای آراسته سوارکار، نحوه پردازش ساز و برگ و دم اسبی ونوع نمد زین را دارد.

در نقش های تکرار شده مرکز این فرش، طرحی از یک گلبرگ آشوری وجود دارد و حاشیه داخلی طرح، گوزنی است که به گوزن زرد خالدار ایرانی معروف است.

به این آشفتگی ها، باقیمانده ای از ابریشم و طرحی شبیه قو در تکه دوزی روی فرش اضافه می شود که الهام گرفته از طرح های چینی است.

نماهای جور واجور و ناهمگن ساختمان و طرح قالی پازیریک این فرضیه را تقویت می کند که قبایل بیابان گرد، هنر فرش بافی را در سرتاسر آسیا پراکنده اند.

کاشان

شکل ۱-۲- قالی پازیریک (قدیمی ترین قالی جهان)

 

علاوه بر آن، در برخی نوشته ها آمده است که مقبره کوروش ، پادشاه امپراطوری ایران که ۵۲۹ سال قبل از میلاد وفات یافت، به وسیله قالی فرش شده است.

کشورگشایی اسکندرکبیر که در سه قرن پیش از میلاد صورت گرفت و دامنه آن از شرق تا هند و از غرب تا مصر و سواحل مدیترانه گسترش داشت، باعث شد که دانش و هنر شرقی ها به اروپا راه پیدا کند.

با نفوذ رومی ها به آسیا، هنر شرقی ها به سرزمین روم نیز راه پیدا کرد. اما با تسخیر بربرها، هنر قالی بافی در روم از بین رفت.

در واقع، این شرقی ها بودند که هنر قالی بافی را تا ظهور اسلام حفظ کردند و آن را گسترش دادند. در سال ۶۲۲ میلادی مسلمانان استانبول را فتح کردند و بر مصر و شمال آفریقا سلطه یافتند.

همچنین در تاریخ آمده است که با شکست یزدگرد سوم که در سال ۶۵۱ میلادی رخ داد، اعراب به طرح های غنی قالی دست یافتند. از آن جمله نقشه بسیار جالب «بهار خسروان» که طرحی از یک باغ گل بود.

حمله مسلمانان به اسپانیا در سال ۷۱۱ میلادی،باعث شد که هنر قالی بافی به اروپا راه یابد و جنگ های صلیبی سبب گسترش این هنر در اروپا شد.

تاریح فرش دستباف در ایران

بدون شک نام بردن از فرش دستباف در هر نقطه از جهان، بدون ذکر نام ایران ارزشی نخواهد داشت. ایران یکی از خاستگاه ها و زادگاه های اصلی فرش دستباف بوده، در حال حاضر یکی از مهم ترین و مؤثرترین کشورهای جهان در بازار هنر صنعت فرش دستباف می باشد.

فرش ایران در عصر باستان

تعیین قدمت بافت فرش دستباف در ایران کار آسانی نیست. اما آن چه مورد توافق اکثر مورخان و پژوهشگران می باشد، وجود نشانه هایی ایران در فرش پازیریک است که قدمت بافت فرش در ایران را حداقل به ۲۵۰۰ سال قبل می رساند.

علاوه بر فرش پازیریک، آن چه قدمت بافت فرش در ایران باستان را قطعیت می بخشد، دو فرش دیگری است که در همان محل کشف فرش پازیریک به دست آمدند.

در یکی از فرش های کشف شده که از چهار مربع تشکیل شده است، در هر مربع آن، تصویر دو زن روبه روی هم با آتشدانی در وسط و دونفر از خدمتگاران زن در پشت سر آنها دیده می شود (دقیقاً شبیه نقوش حک شده بر کتیبه های به جامانده از ایران باستان) و در فرش دیگر، دو شیر قوی هیکل همانند شیرهای حکاکی شده در پیکر کنده های تخت جمشید نقش بسته است.

علاوه بر کشفیات پازیریک، نشانه های دیگری از قدمت باستانی فرش ایران در مکتوبات تاریخ نویسان به چشم می خورد. تاریخ نویسان گزارش می کنند که اسکندر مقدونی پس از فتح ایران در سال ۳۳۱ قبل از میلاد، هنگامی که به پاسارگاد رفت، تابوت کوروش بزرگ را با پوششی از یک فرش ظریف و نفیس یافت.

علاوه بر آن،تاریخ نویسان عهد باستان درباره فرش هایی که در آتش سوزی تخت جمشید طعمه آتش گردید، می نویسند:«ایرانیان خزاین تمام کشور را در این شهر «تخت جمشید» گردآورده بودند. از آن جمله قالی های گران بهایی که فقط برای تجمل و شکوه و بساط عمارت سلطنتی در آنجا گسترده بودند، خارج از حساب بود».

پس از میلاد مسیح نیز نشانه هایی هر چند ضعیف، از هنر فرش بافی ایران به دست آمده است. تکه پاره های فرش مقبره لو-کان که در چین دیده شده است، متعلق به قرون دوم و سوم پس از میلاد است.

بررسی ها نشان داده است که نوع پشم آن تنها می تواند متعلق به ناحیه قفقاز باشد که در آن دوران بخشی از ایران بوده است.

همچنین به گواه تاریخ، هنگامی که در سال ۶۲۸ میلادی هرقل، امپراطور بیزانس، کاخ خسرو دوم (خسرو پرویز) پادشاه ساسانی را تاراج کرد، در میان بسیاری پارچه های نفیس و بافت های سنتی، قالی های گره باف (نرم) و فرش های سوزن دوزی شده به دست آورد.

کنده کاری سنگی طاق بستان نیز که متعلق به دوران ساسانی است، نوعی قماش را با نقش تاکی پیچان نشان می دهد که بر بدنه زورقی آویخته است و در حال حاضر یکی از کارشناسان (آندره گدار فرانسوی)ان را نمونه ای از قالی گره باف پرزدار شناسایی کرده است.

 

فرش

پروفسور آرتور اپهام پوپ، ایران شناس مشهور آمریکایی می نویسد: «هنگامی که هراکلیوس (امپراطور روم شرقی یا بیزانس) در سال ۶۲۸ میلادی به دستجرد (اطراف اصفهان) حمله کرد، در میان اشیای گران قیمتی که به غنیمت گرفت، تعداد زیادی فرش نرم وجود داشت که بعضی از آنها سوزن دوزی بوده و برخی دیگر از آنها ضخیم و نرم بوده اند».

به نظر می رسد، پوپ مقصود از اصطلاح قالی های نرم را همین قالی های پرزدار امروزی می داند.

نمونه ای دیگر از فرش پرزدار متعلق به دوران ساسانی (قرن ششم میلادی) در سال۱۹۶۷ در شهر قومس (نزدیک دامغان) کشف شد.

علاوه بر آن، در تاریخ ساسانیان به فرش دیگری به نام فرش بهارستان اشاره شده است که براساس نوشته های تاریخ نویسان معتبر، حاشیه های آن جواهر نشان بوده است.

این فرش کاخ تیسفون خسرو پرویز را مفروش می کرده است.تاریخ نویسان عقیده دارند که این فرش نفیس،در اثر حمله اعراب به ایران (موسوم به جنگ قادسیه) و شکست ایرانیان و سپس فتح مداین،توسط اعراب پاره پاره و تاراح می شود و در نتیجه اثری از آن باقی نمی ماند.

بعد از ورود اسلام به ایران نیز همچنان نشانه هایی از هنر فرش بافی ایران زمین به وفور به چشم می خورد. صورت اموال و اثاث کاخ های هارون الرشید (وفات ۱۹۳ هجری) یکی از خلیفه بوده که از آن شمار، فقط هزار قالی بافت دارابجرد (دارابگرد یا داراب فعلی) بوده است.

در کتاب «حدود العالم من المشرق الی المغرب» که مربوط به سال ۳۷۲ ه.ق. است،از فرش و قالی نام برده شده است.

در این زمینه پروفسور پوپ معتد است طبرستان یکی از مراکز مهم قالی بافی ایران آن زمان بوده است. محمد بن احمد مقدسی جهانگرد و جغرافی دان عرب (۳۳۶-۳۳۸ ه.ق.)در کتاب «احسن التقاسیم فی معرفته الاقالیم» به رواج صنعت فرش بافی در خوزستان ، شوشتر،داربجرد و فسا اشاره می کند.

در کتاب «مسالک الممالک تالیف ابواسحاق ابراهیم بن محمد اصطخری»، نه تنها از فرش بافی در نیمه نخست قرن چهارم هجری در ایران خبر می دهد، بلکه به وجود کارگاه های قالی بافی متعلق به سلطان وقت اشاره دارد. کتاب های دیگری همچون «صوره الارض» تالیف ابن حوقل در نیمه قرن چهارم هجری، «تاریخ سیستان»(که مؤلف آن ناشناخته است)،کتاب گرانقدر «تاریخ بیهقی» تالیف ابوالفضل بیهقی (۳۸۵-۴۷۰ ه.ق.)، کتاب «تاریخ گردیزی (زین الاخبار) تالیف ابوسعید ابوالحی گردیزی (اواسط قرن پنجم ه.ق.)، کتاب ارزشمند «مروج الذهب» تالیف ابوالحسن علی بن حسین مسعودی (۳۴۵ ه.ق.) و همچنین «سفرنامه» ناصرخسرو حکیم و شاعر شهیر ایرانی (اوایل قرن پنجم ه.ق.) هر یک به طور جداگانه به وجود هنر قالی بافی در مناطق مختلف ایران اشاره کرده اند.

علاوه بر مستندات یاد شده، شعر شاعران گواه دیگری بر قدمت هنر قالی بافی در ایران است. به نظر می رسد اولین شاعری که واژه قالی را در شعر فارسی به کار برده است، رودکی(وفات ۳۲۹ ه.ق.)بوده است که می گوید:

نه پرده بلبل اندر باغ جز بر «بُسد» و مینا

نه پوید آهو اندردشت جز بر قالی «پرنون»

علاوه بر رودکی ، ناصر خسرو نیز در میان اشعار خود به کلمه قالی اشاره کرده است:

هرچند پشم است اصل هر دو

بسیار به است از پلاس، قالی

ویا شعری از خاقانی (شاعر قرن ششم ه.ق.) که می گوید:

چون مرا سندُس است و استبرق

شادی ار قالی مرندی نیست

(مرند یکی از شهرهای آذربایجان است)

فرش ایران پس از ورود اسلام

بررسی های تاریخی نشان می دهد که ورود اسلام به ایران، سبب از رونق افتادن هنر قالی بافی ایرانیان نشده است.

اگر چه در اوایل تسلط مسلمانان بر ایران، به واسطه روحیه ساده زیستی که همواره دین مبین اسلام مبلغ آن است ، نقش بستن نقوش و تصاویر انسان و جانداران بر فرش محدود می شود، لیکن قالی بافی به عنوان یک هنر محبوب در بین حکام و سلاطین  مسلمان محسوب می شده است.

حتی بسیاری از پادشاهان ایران اسلامی در قرون گذشته به حمایت از هنر قالی بافی پرداخته، به ترویج آن در سایر ممالکی که از فتوحات آنها بود، کمک نموده اند.

فرش پاره های فُسطاط (قاهره قدیم)که تعدادی به دوره عباسی(قرون دوم و سوم ه.ق.) و تعدادی به دوره فاطمی (قرون پنجم یا ششم ه.ق.) منتسی هستند و فرش های بافته شده در محدوده امپراطوری عثمانی (ترکیه کنونی) در قرون پانزدهم و شانزدهم میلادی، که در طرح و نقش بسیار متاثر از قالی های کاشان و تبریز است، می توانند حکایت از ترویج هنر قالی بافی ایرانی در سایر ممالک اسلامی داشته باشند.

در دوران ایلخانان، تیموریان  و ترکمانان مصادف با قرون هفتم،هشتم و نهم هجری قمری نیز نشانه هایی از رواج هنر قالی بافی در برخی نقاط ایران همچون فارس در مرقومات تاریخ نویسان به چشم می خورد.

اشاراتی برای دوران ایلخانان که به قالی های دربار حکام مغول پرداخته و نیز فرش هایی که داخل بقعه مبارکه حرم امام رضا (علیه السلام) در سفرنامه ابن بطوطه (۷۲۵ ه.ق.) بدان اشاره شده است.

در خصوص دوران حکومت تیموریان روایتی از تیمور لنگ در دست است که اگر چه می تواند بسیار اغراق آمیز باشد، لیکن به وسعت هنر قالی بافی در ایران ان زمان اذعان دارد.

به نقل از تیمور لنگ در کتاب «منم تیمور جهانگشا» آمده است: «… به من گفته بودند در سبزوار، سیصد هزار کارگر در کارخانه های قالی بافی مشغول کار هستند و آنجا بزرگ ترین مرکز قالی بافی دنیاست. من نمی توانستم باور کنم که سبزوار سیصد هزار کارگر قالی باف داشته باشد، ولی می دانستم که در دنیا مکانی نیست که بیش از سبزوار در آن قالی ببافند».

به نظر می رسد در دوران حکومت ترکمانان بر ایران نیز همچنان قالی بافی رونق داشته است.

سیسیل ادواردز،قالی شناس معروف انگلیسی به قالی های نفیس دربار اوزون حسن یکی از مهم ترین حکام دوران ترکمانیان در تبریز اشاره می کند.(حدود سال های ۸۷۸-۸۷۹ ه.ق.)

دوران صفویان (۹۰۷ -۱۱۳۵ ه.ق.) را می توان دوران اعتلا و شکوهمندی هنر ایران زمین شناخت. حمایت پادشاهان صفوی از هنر قالی بافی ایران،از شاه اسماعیل اول گرفته تا سلطان حسین صفوی، سبب شد تا بتوان با قاطعیت دوران صفویه را عصر زرین قالی بافی ایران نام برد.

اوج ترویج هنر قالی بافی در زمان پادشاهان صفوی به ویژه شاه اسماعیل(۹۰۷- ۹۳۰ه.ق.) در تبریز، شاه طهماسب (۹۳۰-۹۸۴ ه.ق.) در قزوین و شاه عباس (۹۹۶-۱۰۳۸ ه.ق.) در اصفهان بوده است.

شاه اسماعیل تعداد زیادی از طراحان و نگارگران را از هرات به تبریز دعوت کرد و زیر نظر کمال الدین بهزاد (نگارگر مشهور ایرانی) قرار داد.

هنرمندان در تبریز گرد آمدند و شاه  اسماعیل کارگاه های قالی بافی بزرگی دایر کرد. شاه تهماسب فرزند شاه اسماعیل راه پدر را ادامه داد. او بسیار به هنر علاقمند بود.

نقل است که از زمان وی قالی ایرانی به عنوان تحفه بسیار نفیس، در روابط ایران با سایر کشورها نقش و جایگاه یافت. تعداد زیادی از مشهورترین و نفیس ترین قالی های تاریخ ایران از جمله قالی مشهور و تاریخی اردبیلی در زمان شاه تهماسب بافته شده اند. مکتب تبریز در هنر قالی بافی ایران،محصول دوران سلطنت این پادشاه هنر دوست است.

شاه عباس دیگر پادشاه عصر صفوی، پایتخت خود را در سال ۱۰۰۶ ه.ق. اصفهان انتخاب نمود و یا حمایت های خود از هنر قالی بافی، پایه گذار مکتب اصفهان شد. هنر قالی بافی در این مکتب به اوج خود رسید. بافت فرش های بزرگ پارچه، به کارگیری مصالح جدید در بافت فرش همچون ابریشم و مفتول های زرین و سیمین و همچنین تحول بنیادی در نقش و نگار فرش ها، از جمله مهم ترین تحولات و تغییرات بزرگ و ژرفی بود که در دوران سلطنت شاه عباس صفوی در هنر قالی بافی ایران رخ داد.

جهانگردان مشهور بسیاری مانند دلاواله (جهانگرد معروف ایتالیایی) و ژان شاردن (جهانگرد مشهور فرانسوی) از کارگاه های قالی بافی ایران در زمان شاه عباس صفوی بازدید کرده اند و بسیار مجذوب هنر و ظرافت فرش ایرانی شده اند.

آنان از وجود کارگاه های قالی بافی متعدد در اصفهان، مشهد،کاشان، گیلان و … نوشته اند که با نظم بسیار بالا تحت نظارت به تولید فرش دستباف می پرداختند. برخی کارشناسان معتقدند، شاهان صفوی اولین بار در تاریخ، هنر فرش بافی را از ایل ها و طایفه های متحرک و روستاها و آبادی های کوچک به شهرهای بزرگ آوردند و تولید کارخانه ای فرش را بنا نهادند.

هرچند از عوارض این تولید، سلطه نظام سرمایه سالاری شهری بر کارگاه هی قالی بافی و در خدمت کارفرمایان درآمدن دست های هنرمند طراحان چیره دست و رنگرزان خوش ذوق و همچنین انگشتان ورزیده بافندگان متبحر بود.

طرح ها و نقوش بسیار معروف سنتی فرش های ایرانی همچون فرش های گلدانی،درختی،باغی،شکارگاه، بندی و قابی،محرابی(جانمازی)،حیوان دار، اسلیمی،ترنجی و افشان محصول دوران صفویان است.

سلطان حسین صفوی آخرین پادشاه دوره صفویان در سال ۱۱۳۵ به دست افغان ها سرنگون شد. اما حکومت افغان ها بر ایران چند سالی دوام نیاورد.

نادرشاه افشار با قتل عام افغان ها و در رأس آنها اشرف افغان، در سال ۱۱۴۸ حکومت افشاریان را بنا نهاد که تا سال ۱۱۶۱ دوام داشت.

اگرچه در دوران افشاریان به علت جنگ های متعدد، هنر فرش بافی همچون دوران صفویان رونق نداشت، لیکن بافت انواع  فرش های نفیس همچنان در جای جای ایران زمین ادامه داشت.

از جمله اقداماتی که به نظر می رسد در دوران افشاریان انجام شده است، اقدام نادرشاه افشار به احیای صنعت قالی بافی در خراسان بود که شهر مشهد را پایتخت خود قرار داده بود.

در دوران زندیه (۱۱۶۳-۱۲۰۹) هنر فرش بافی در بسیاری از نقاط ایران رواج داشته است. خراسان، فارس، کرمان، هرات، کاشان، یزد، بروجرد، اصفهان، آذربایجان و ترکمن صحرا از جمله مهم ترین مراکز فش بافی در این دوره بوده اند.

 

فرش

با روی کار آمدن آقا محمدهان قاجار در سال ۱۲۰۰ ه.ق. حکومت زندیان پایان یافت و دوران قاجاریان آغاز شد که تا سال ۱۲۹۹ نزدیک به یک قرن برپا بود.

در دوران قاجاریان، به علت استقبال بین المللی از فرش ایرانی و تقاضای رو به رشد خرید آن، هنر-صنعت فرش بافی رونق گسترده ای یافت، به گونه ای که سیسیل ادواردز ، سال ۱۸۷۵ میلادی (ده سال قبل از قتل ناصرالدین شاه) را سال احیای نوقالی بافی در ایران نامید.

ایران در آن زمان توان پاسخگویی به چنین تقاضای بالای خرید جهانی را نداشت و نیاز به سرمایه گذاری در صنعت فرش بافی احساس می شد. بنابراین، علاوه بر سرمایه گذاران و تجار ایرانی، سرمایه گذاری خارجی نیز در این زمان آغاز شد.

شرکت های چند ملیتی همچون شرکت انگلیسی –سوییسی زیگلر در تبریز و سلطان آباد اراک، شرکت ایتالیایی – انگلیسی برادران کاستلی، شرکت انگلیسی – ایتالیایی-روسی-آلمانی تجارت قالی مشرق زمین نیویورک، شرکت انگلیسی –یونانی شرکت فرش شرق لندن و … سرمایه گذاری های بسیار سنگینی در ایران انجام دادند.

آفت حضور این شرکت ها به واسطه تجاری بودن و ماهیت استثماری شان، بافت فرش های ارزان قیمت با کیفیت پایین و رنگ های شیمیایی (معروف به جوهری)بود، که لطمه سنگینی به وجهه فرش مرغوب ایرانی در بازارهای جهانی وارد کرد.

وضعیت اقتصادی ایران در دوران قاجاریه چندان مطلوب نبوده است.از این رو، هزاران بافنده از خردسال گرفته تا زنان باردار برای امرار معاش خود و خانواده خود، در ازای دریافت حق الزحمه ای بسیار اندک به بافت فرش سفارش شرکت های چند ملیتی روی آورده بودند.

به گواه اسناد بسیاری که از خارجیان مقیم ایران موجود است، هرچند دوران قاجاریان دوران رشد شتابان صادرات فرش دستباف ایرانی به اقصی نقاط جهان است، لیکن دوران بیگاری کشیدن از مردم ایران در صنعت قالی بافی نیز بوده است.

البته از اقدامات مؤثری  نیز که در این دوران توسط برخی دولت های وقت برای توسعه صادرات فرش دستباف انجام شد،نمی توان گذشت. از جمله این اقدامات، شرکت دولت ایران در نمایشگاه های بین المللی بود که برای اولین بار فرش ایران در سال ۱۲۹۰ه.ق. در پنجمین نمایشگاه بین المللی وین به نمایش درآمد، که ناصرالدین شاه نیز از این نمایشگاه دیدن کرده بود.

نقشه های بته جقه، پرندگان و گلفرنگ محصول زمان قاجاریان است. چاپ دو کتاب در زمینه فرش ایران یعنی کتاب «تجارت قالی رنگین به رنگ های جوهری» در سال ۱۲۹۱ ه.ش. و کتاب «یادگار حسن از آثار وین» در سال ۱۲۹۹ ه.ق. از دیگر اقدامات مهم انجام شده در دوران قاجاریه است.

فرش ایران در عصر پهلوی

پس از قاجاریان، رضا خان سردار سپه به عنوان اولین شاه پهلوی ایران در سال ۱۳۰۴ ه.ش. تاج گذاری نمود و تا سال ۱۳۲۰ بر ایران حکومت کرد.

پس از وی محمدرضا پهلوی، فرزند او تا سال ۱۳۵۷ که انقلاب اسلامی ایران پیروز شد، زمام امور مملکت را در دست داشت.

تولید فرش در دوران پهلوی همچنان در خانه های روستایی و شهری ادامه یافت. از مهم ترین رخدادهای زمان پهلوی، تاسیس شرکت فرش بود.

وضع قوانین و مقرراتی برای بهبود وضعیت کارگران کارگاه های قالی بافی در ۲۵ آذر ۱۳۰۲ از دیگر اقدامات انجام شده بود. قوانینی که ساعات کار کارگران ، منع به کارگیری اطفال و همچنین وضعیت بهداشتی کارگاه های قالی بافی و نحوه نظارت بر آنها را شامل می شد. در سال ۱۳۴۷، دولت طبق ماده واحده ای، قانون تشدید مجازات به کار گماردن اطفال زیر ۱۲ سال در کارگاه های فرش بافی را تصویب کرد.

یکی از اقدامات دیگر،ارائه طرحی در سال ۱۳۵۰ در شرکت فرش برای تعیین دستمزد قالی بافان بود که اگرچه با جدیت آغاز شد، اما به مرور زمان به فراموشی سپرده شد.

موضوع بیمه بافندگان قالی از موضوعات چالش برانگیز دولت های مختلف بود و  پس از سال ها، در سال ۱۳۷۶ قانون بیمه بازنسیتگی، فوت و از کارافتادگی بافندگان قالی و پس از آن آیین نامه اجرایی آن در سال ۱۳۷۹ به تصویب دولت جمهوری اسلامی ایران رسید.

اختراع دار قالی بهداشتی توسط یک مهندس ایرانی به نام محمد ابراهیم رجبی در سال ۱۳۵۰،رسمیت یافتن متر به جای زرع به عنوان واحد اندازه گیری فرش به هنگام خرید و فروش، همچنین انتشار و استفاده از کاغذ شطرنجی چاپ شده در طراحی فرش و صدور دستوری در سال ۱۳۰۸ مبنی بر سرشناسه کردن فرش ایرانی با الصاق قطعه ای سیمین یا پارچه سفید که بر روی آن عبارت «Made in Persia» درج شده بود، تاسیس «موسسه قالی ایران» در سال ۱۳۰۹ «تاسیس شرکت سهامی فرش ایران» در سال ۱۳۱۴ و تاسیس و راه اندازی موزه ملی فرش ایران در سال ۱۳۵۶ از جمله اقداماتی است که در آن دوران رخ داده است.

آمار دقیقی از تعداد کارگاه های قالی بافی یا تعداد بافندگان قالی در اوایل دوران پهلوی وجود ندارد و اولین آمار تخمینی برای سال ۱۳۱۹ ه.ش. است، که حدود ۲۵۰ هزار قالی باف را در ایران تخمین می زند.

براساس سرشماری سال ۱۳۴۵ کشور، تعداد ۲۵۰ هزار خانواده بافنده قالی در ایران وجود داشته است. دقیق ترین آمار مربوط به سرشماری نفوس و مسکن سال ۱۳۵۵  است که در آن تعداد کارگاه های قالی بافی  در ایران ۱۴۴۰۲۸ کارگاه ذکر شده است.

فرش ایران پس از انقلاب اسلامی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، هنر-صنعت فرش دستباف ایران تحولات مثبت و منفی زیادی را تجربه کرد. از تحولاتی که اثرات منفی بر تولید و بازار فرش ایران گذاشت، می توان به این موارد اشاره نمود:

  • نواسانات شدید نرخ ارز
  • اعمال برخی تحریم های مالی بین المللی و محدودیت ها در واردات  فرش دستباف ایران توسط برخی کشورهای مقصد
  • ورود رقبای جدی مانند  تونس، مصر و نپال (به جز رقبای قدیمی مانند هند، پاکستان و افغانستان) به بازار جهانی فرش دستباف
  • کپی نقشه ها،طرح ها و اسامی فرش ایرانی توسط رقبا در غیاب نظام رعایت حق مالکیت معنوی
  • کاهش صادرات فرش دستباف ایران از حدود یک میلیارد دلار در سال های ابتدایی انقلاب به حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ میلیون دلار در سال های بعد
  • تولید مبتنی بر نقشه های قدیمی و تکراری و عدم توجه به سلایق در بازارهای هدف
  • کمبود حرکت های نوآورانه در طرح و رنگ قالی ایران
  • گسترش تولید فرش ماشینی و سایر کفپوش های نساجی با تنوع رنگ و طرح بسیار بالاتر به عنوان رقیب فرش دستباف
  • تعداد ارگان های تصمیم گیر و تصمیم ساز برای هنر-صنعت فرش دستباف همچون وزارت جهاد سازندگی، شرکت سهامی فرش ایران، میراث فرهنگی، وزارت بازرگانی، وزارت صنایع، سازمان صنایع دستی، اتحادیه صادرکنندگان فرش دستباف، مجامع امور صنفی، وزارت علوم و دانشگاها، وزارت تعاون، موسسه استاندارد  و تحقیقات صنعتی ایران،اتاق های بازرگانی و …

تعدد دستگاه های درگیر موضوع فرش به حدی زیاد بود که اتخاذ هرگونه تصمیم برای بهبود اوضاع این هنر – صنعت توسط دولت تقریباً غیر ممکن می نمود.

از این رو، در سال ۱۳۷۶ دولت توانست مصوبه ای را از مجلس شورای اسلامی بگذراند که طی آن ، متولی اصلی فرش دستباف ایران کمیته ای به ریاست معاون اول رئیس جمهور و عضویت تعدادی از وزرا، رئیس بانک مرکزی،تعدادی از نمایندگان مجلس (به عنوان ناظر)و … معرفی شد.

از جمله اقداماتی که پس از انقلاب توانست نقش مثبت و تعیین کننده بر هنر-صنعت فرش دستباف داشته باشد،می توان به این موارد اشاره کرد:

  • تعیین متولی اصلی برای فرش دستباف ایران یعنی میز فرش و جلوگیری از تداخل وظایف و ناهماهنگی در تصمیم گیری ها
  • استقرار نظام تولید انبوه فرش دستباف در اوایل انقلاب توسط وزارت جهاد کشاورزی با به کارگیری بیش از ۵۰۰ هزار شاغل در بخش های مختلف روستایی و شهری کشور
  • ایجاد اتحادیه مرکزی فرش دستباف روستایی ایران در سال ۱۳۶۶
  • ایجاد اتحادیه سراسری شرکت های تعاونی تولیدکنندگان فرش دستباف ایران در سال ۱۳۷۳ توسط وزارت تعاون
  • تصویب قوانین و در نتیجه برقراری بیمه قالی بافان خانگی از سال ۱۳۷۹
  • ورود رایانه و نرم افزارهای تخصصی به حوزه طراحی نقشه های فرش دستباف
  • صدور شناسنامه برای فرش دستباف ایران (هرچند اجرا نشد)
  • برگزاری تقریباً منظم و همه ساله نمایشگاه بین المللی فرش دستباف ایران در تهران
  • تشویق صادرکنندگان نمونه فرش دستباف
  • جلوگیری از صدور فرش های بافت الیاف مصنوعی
  • ایجاد مرکز تحقیقات فرش دستباف
  • ایجاد رشته های کاردانی و کارشناسی فرش دستباف در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی کشور برای تربیت نیروی متخصص جوان از سال ۱۳۷۴
  • ایجاد انجمن علمی فرش ایران
  • تشکیل انجمن هنرمندان فرش ایران
  • توسعه مجلات، نشریات و سایت های اینترنتی در حوزه هنر-صنعت فرش دستباف ایران
  • فروش اینترنتی فرش دستباف
  • نوآوری در بافت فرش های خاص و استثنایی مانند فرش های حجمی، فرش های ریزبافت غیرمتعارف، فرش های نقش برجسته، فرش های دو رو، فرش های تابلویی و فرش های بسیار بزرگ با مساحت بیش از هزار متر مربع و …
تاریخ فرش دستباف در اروپا

اگرچه خاستگاه و منشأ پیدایش فرش، کشورهای آسیایی چون ایران می باشد، اما متأسفانه و یا خوشبختانه در این کشورها تلاش قابل توجهی جهت ماشینی کردن تولید آن انجام نشده است.

شایدیکی از مهم ترین موانع این امر، القای این تفکر بوده است که با ماشینی شدن بافت فرش، هنر هزاران ساله و اجدادی یک ملت که بخشی از میراث فرهنگی آن ملت است، از بین می رود.

چنین طرز فکری، نه تنها برای عامه مردم بلکه برای جمع هنرمندان و به ویژه دولتمردان و حاکمان، کابوس وحشتناکی بوده است که هر تلاشی را برای صنعتی کردن تولید فرش در نطفه خفه می کرده است.

البته در این جا، صرفاً به یکی از دلایل صنعتی نشدن تولید فرش در این دسته از کشورها اشاره شده و بنا نیست تا درست یا نادرست بودن چنین طرز فکری ارزیابی گردد.

در مقابل، پس از روی آوردن اروپاییان به بافندگی فرش دستباف به تقلید از کشورهای آسیایی، صنعتی شدن تولید فرش در اروپا از حدود دویست سال قبل آغاز شد و هم اکنون نیز کشورهای اروپایی و آلمان در ساخت ماشین آلات بافندگی فرش پیشرو هستند.

بنابراین به نظر می رسد پرداختن به تاریخچه فرش دستباف در اروپا که دروازه تولید صنعتی آن است، نکات مهم و جالبی را در برداشته باشد.

در اوایل قرن ۱۶، کاردینال «ولسی» که علاقه فراوانی به قالیچه داشت، باعث ورود قالیچه های ایرانی و ترکی به انگلستان شد. بر طبق مدارک تاریخی، آغاز صنعت قالی بافی در انگلستان به ۱۵۵۰ میلادی می رسد.

قالی های آن زمان که دوره حکومت ادوارد پنجم بود، تحت توجه اشراف و شاهزادگان بافته می شده است و هنو نیز نشانه شکوه و جلال در نقش و طرح فرش های آن زمان نمایان است.

بهترین نمونه آن قالی به نام «ورولوم» است که در سال ۱۵۷۰ و برای ملکه الیزابت بافته شد.

«هالکوت» اولین دریانورد و تاریخ نگار که به روسیه  و منطقه «کوکازیا» که دارای صنعت قالی بافی بوده است، سفری داشته،بعد از شرح زیبایی های قالی های دستباف ایرانی در این منطقه، این گونه می نویسد:«در ایران شما قالی هایی از پشم با رنگ های عالی که در نوع خود بهترین هستند را خواهید یافت. همچنین خیلی چیزها در مورد رنگرزی قالی ها یاد خواهید گرفت که رنگ آنها در مجاورت باران و مشروب و سرکه لکه برنمی دارد».

فرش

در اواخر قرن شانزدهم میلادی، بافت یک نوع قالی معروف به ترکی که دارای گره های نوع ترکی بود، از صنعت قالی بافی در انگلستان را نوید داد.

در سال ۱۶۸۵ ، تغییرات عمده ای در این کششور روی داد، از جمله این که بسیاری از فرانسویانی که در امر ریسندگی، بافندگی و رنگرزی مهارت داشتند، به شمال انگلستان مهاجرت کردند.

در سال ۱۷۳۵،«پیرسال» و «بروم» در ناحیه کیدرمینستر شروع به تولید یک نوع قالی بدون خاب نمودند. در سال ۱۷۲۰،کنت نهم «پمپورک» بازدیدی از کارخانه ساونری فرانسه نمود و متوجه شد که در ان کارخانه در کنار فرش های سنتی که به صورت عمودی بافته می شوند، یک نوع  قالی دیگر به نام «بروکسل» تولید می شود، که به طور افقی بافته می شود و مرغوبیت بالاتری دارد.

این موضوع باعث شد که او دو نفر را به ناحیه «ویلتون» در شمال انگلستان اعزام کند تا به بافندگان این ناحیه نیز بافت بروکسل را بیاموزند.

میان دو ناحیه ویلتون و کیدرمینستر در انگستان رقابت سختی بر سر تولید قالی وجود داشت. به ویژه زمانی که در سال ۱۷۴۵،بافندگان جدید فرانسوی وارد ویلتون شدند،بروم برای جبران آن، در سال ۱۷۴۹ یافندگانی را از «تورنی» به کیدرمینستر آورد تا به آنان نیز بافتن قالی بروکسل را بیاموزند.

در همین زمان بود که روش جدیدی برای بریدن حلقه های بافته شده قالی بروکسل در ویلتون اختراع شد. به این ترتیب یک نوع قالی جدید در ویلتون بافته شد که به خاطر خاب بریده آن دارای درخشندگی زیادی بود. در سال ۱۷۵۰، یک پناهنده مذهبی به نام «پیترپاریسوت» در «پدینگتون»، اقدام به تاسیس یک کارگاه قالی بافی نمود که در پناه دوک کمبرلند بعداً به محل بزرگ تری در «فولهام» منتقل شد.

پاریسوت در این ناحیه یک صد کارگر را که اکثراً فرانسوی بودند،به کار گرفت. او به وسیله بسیاری از شاهزادگان حمایت می شد، ولی به خاطر مشکلات خانوادگی ورشکسته شد و در سال ۱۷۵۵ یک تولید کننده لباس به نام «پاساونت» کارخانه را خرید و به اکستر منتقل کرد.

در همان سال «مورنیز» در «مورفیلد» و «توماس وایتی» در آکسمینستر شروع به تولید قالی هایی کردند که به طور عمودی بافته می شدند و گره های آن از نوع ترکی بودند.

البته ابزار مورد استفاده این بافنده ها با دستگاه های مدرن قالی بافی آکسمینتر متفاوت بود. کارخانه آکسمینستر در سال ۱۸۳۵ بسته شد و ماشین آلات آن به ویلتون منتقل شد.

در فاصله بین سال های ۱۷۷۰ و ۱۷۹۰ میلادی،صنعت قالی بافی انگلستان توجه خود را به طرح و بافت قالی های هنری معطوف نمود. در این رابطه برادران «آدام» و «لاورتون» عهده دار تهیه نقشه برای قالی های فراوانی شدند و روایتی قالی هایی برای اتاق های سلطنتی و قصر برایتون می بافت.

قیمت ۱۰۰۰ پوند برای یک قالی نشان دهنده کیفیت قالی های تولید انگلستان در آن دوران است.

در قرن نوزدهم به دلیل رقابت  فرش های ماشینی، تقاضا  برای تولید فرش مرغوب دستباف کاهش یافت.

کارخانه هایی که فرش های بروکسل تولید می کردند در مناطق کیدرمینستر و یورکشایر و همچنین اسکاتلند تاسیس شدند و تولید  قالی های ماشینی افزایش یافت.

صادرات فرش از انگلستان به آمریکا در سال ۱۷۹۱ شروع شد.

تا قبل از آن مردم آمریکا از پارچه های قلاب دوزی شده، به جای فرش استفاده می کردند. بعداً در سال ۱۸۲۵،فردی به نام ویلیام پیتر اسپراک اولین کارخانه را در فیلادلفیا تاسیس نمود.

در فاصله سال های ۱۷۵۰ تا ۱۸۵۰ پیشرفت های  صنعتی عظیمی همراه با رشد جمعیت در انگلستان رخ داد. جمعیت انگلستان از ۷ میلیون نفر در سال ۱۷۶۰ به ۱۸ میلیون نفر در سال ۱۸۵۱ افزایش یافت.

در سال ۱۷۸۵، «وات» و «بولتن» از موتور بخار برای به حرکت درآوردن یک ماشین پنبه پاک کنی استفاده کردند.

استفاده از ماشین بخار در کارخانجات قالی بافی در کیدرمینستر باعث شد تا به زودی این ناحیه به صورت مرکز قالی بافی انگلستان درآید.

با توجهی که چارلز اول، پادشاه انگلستان به این منطقه نمود، باعث شد که این منطقه از یک ناحیه باستانی، به یک مرکز بزرگ تجارت و تولیدات نساجی تبدیل شود. به طوری که در سال ۱۶۶۷، در این منطقه ۴۱۷ دستگاه بافندگی وجود داشت. اما بعداً صنعت بافندگی در این منطقه نزول کرد و جای آن را صنعت قالی بافی گرفت. به طوری که در سال ۱۸۳۰ ، بیش از ۱۰۰۰ دستگاه قالی بافی در این منطقه وجود داشت.

در سال ۱۸۰۱ میلادی، شخصی به نام «ژاکارد» از اهالی لیون فرانسه دستگاهی را برای انتخاب و کنترل نخ های تار اختراع کرد، که بعدها به نام خود او «ژاکارد» نامیده شد و انقلابی را در صنعت بافندگی دنیا  به وجود آورد.

در سال ۱۸۲۵، مکانیزم ژاکارد جایگزین ابزارهای دستی کند قدیمی بافندگی شد و باعث افزایش تولید آنها گردید. قالی های ژاکارد تا ۵ رنگ داشتند و برحسب تعداد رنگها نام گذاری می شدند.

در حدود سال ۱۸۳۰ در اسکاتلند، دو اختراع دیگر که هر دو در مورد مسأله اضافه کردن رنگ های گوناگون در طرح بافت بودند، صورت گرفت.

در سال ۱۸۳۱ ،«ریچارد ویتک» روش جدیدی را برای رنگرزی نخ خاب قالی اختراع نمود، که به وسیله آن فرش های باخاب چاپی بافته می شد.

این روش جدید باعث شد از یک دستگاه نخ خاب، بتوان در طرحی با رنگ های گوناگون با قیمت ارزان استفاده نمود. بعد از این که چند مشکل در طراحی و استفاده از این روش مرتفع شد، از این روش در اسکاتلند هم استفاده شد.

در سال ۱۸۴۳، به علت مورد توجه قرار گرفتن این روش در «هالیفاکس»، این مکان مرکز تولید فرش با خاب چاپی شد. به طوری که در سال ۱۸۵۰، در حدود ۱۲۰۰ دستگاه بافندگی به این روش و در حدود ۲۵۰۰ دستگذاه بافندگی قالی به روش بروکسل در انگلستان مشغول به کار بود.

فرش

حدود سال های ۱۷۹۶ و ۱۷۹۷ ، چتایی جهت تولید طناب و حصیر از هند به انگلستان وارد می شد. در سال ۱۸۲۴،یک تولید کننده متوجه شد که می توان از چتایی به جای پشم در تولید قالی استفاده نمود. و نخ های چتایی را رنگرزی کرد و برای اولین بار در «آبینگدون» در قالی بافی از چتایی استفاده شد.

در سال ۱۸۳۲، فردی  به نام ویلیام «تیلور»، روشی را برای بالا بردن استحکام نخ چتایی با آغشته نمودن آن با روغن نهنگ ابداع کرد که نتیجه آن ، تولید و ریسیدن نخ چتایی به مقیاس زیاد بوذد. در سال ۱۸۵۲ از چتایی در تولید قالی های بروکسل استفاده شد.

استفاده از موتور برق در دستگاه قالی بافی،ابتدا در فاصله سال های ۱۸۴۰ تا ۱۸۴۵ در آمریکا روی یک دستگاه قالی بافی به روش اینگرین انجام شد، اما استفاده تجارتی از این روش در سال ۱۸۴۹ روی دستگاه های قالی بافی بروکسل صورت گرفت. این اقدامات، مقدمه ماشینی شدن تولید قالی در اروپا و آمریکا شد.

علاوه بر انگلستان ، فرانسه یکی از قدیمی ترین و مهم ترین کشورهای اروپایی تولید کننده قالی دستباف و سپس ماشینی بود. پیشرو بودن فرانسه در برخی از مقاطع زمانی سبب می شد که تولیدکندگان قالی در سایر کشورهای اروپایی به ویژه نگلستان ، اقدام به جذب بافندگان ماهر فرانسوی برای انتقال دانش فنی بافت قالی های جدید نمایند. بنابراین در ادامه، به تاریخچه تولید قالی دستباف در رانسه پرداخته می شود.

طی قرن شانزدهم میلادی ،«آبسون» و «بیوآس» در فرانسه از مراکز مهم قالی بافی بودند.طرح های دقیق تر و جالب فرانسوی که موضوع اصلی طرح آنها گل بود، جای وسیعی در قصرهای بزرگ پیدا نمود.

در سال ۱۵۹۶،«پیردوپونت» یک فرش دستباف را که در آن از گره ترکی استفاده شده بود، برای «هنری» پنجم بافت. این فرش چنان مورد توجه پادشاه قرار گرفت که به دستور او یک کارگاه قالی بافی برای این هنرمند در قصر «لوور» تاسیس شد. این کارگاه در سال ۱۶۲۰ به علت گسترش زیاد به محل بزرگ تری در خارج از پاریس که یک کارگذاه متروکه صابون سازی بود منتقل شد.

فرش های تهیه شده در این کارگاه، به نام فرش های «ساونری» مشهور بود. این کارگاه جزء دارایی های پادشاه محسوب می شد و با اجازه وی فرش های بافته شده در این کارگاه به خارج صادر می گردید.

قصر لوور و قصر «ورسای» که بعداً ساخته شد، با فرش های ساونری تزئین شده بودند. صدسال بعد از آن، گزارش یک بازدیدکننده از ساونری نشان داد که دو نوع فرش مختلف در آنجا بافته می شد. فرش های دستباف بر روی دار قالی و البته با تکنیک های اصیل و مشابه فرش های شرقی از پایین به بالا بافته می شدند، با این تفاوت که گره زنی بر روی یک میله لبه تیز، که در سرتاسر عرض دستگاه قرار داشت،انجام می شد.

هنگامی که میله بیرون کشیده می شد لوپ ها بریده می شدند. علاوه بر فرش های دستباف، شرکت ساونری فرش های با خاب حلقه ای (فرش بروکسلی) عرضه می کرد که با دستگاه های بافندگی پدالی بافته می شدند.

ارزش قالی های ساونری از نظر قیمت و کیفیت پایین تر از قالی هایی بود که در کارخانه سلطنتی آبسون بافته می شد.

قالی های آبسون از یک طرف بافته می شدند درحالی که قالی های ساونری از پایین به بالا بافته می شدند. در سال ۱۸۲۵ کارخانه ساونری بسته شد و دستگاه های بافندگی آن به کارخانه «گوبلین» در «بیوآس»، جایی که کارخذانه دولتی تولید پارچه های رومبلی قرار داشت، منتقل شد.

دیدگاه‌ها ۰

*
*

8 + 1 =