ضربالمثلها و ترانههای قالیبافان فرش کاشان
· ایران کارپت
شناختهشدهترین ضربالمثل قالی کاشان این است: «مثل قالی کاشان است؛ هرگز رنگش را از دست نمیدهد.» این مثل را دربارهٔ آدمهای باوفا و یکرنگ میگویند؛ کسی که با گذشت زمان و سختیها عوض نمیشود. ریشهٔ آن هم شهرت قدیمی فرش کاشان به رنگهای ماندگار و پشم مرغوب است. در این مقاله ضربالمثلها، ترانهها و شعرهایی را که از دل قالیبافی کاشان و ایران بیرون آمدهاند، همراه با معنیشان مرور میکنیم.
ضرب المثل قالی کاشان چه معنایی دارد؟
قالی دستباف کاشان از قرنها پیش به دو چیز معروف بوده است: پشم نرم و مرغوب، و رنگرزی دقیق با رنگهای گیاهی مثل روناس و نیل. فرشی که رنگش درست تثبیت شده باشد، سالها زیر پا و آفتاب میماند و رنگش نمیپرد. حتی گاهی با شستوشو و رفتوآمد، رنگهایش پختهتر و دلنشینتر میشود.
مردم همین ویژگی را به آدمها نسبت دادند. وقتی میگویند «فلانی مثل قالی کاشان است»، یعنی:
- یکرنگ است و دورویی ندارد؛
- در سختیها رفاقتش را از دست نمیدهد؛
- هرچه زمان میگذرد، ارزشش بیشتر معلوم میشود.
دربارهٔ اینکه چرا فرش کاشان چنین آوازهای پیدا کرد، مقالهٔ چرا فرش کاشان در دنیا معروف است؟ را بخوانید.
ضربالمثلهای فارسی دربارهٔ فرش، گلیم و بافندگی
فرش و گلیم سالها مهمترین اسباب خانهٔ ایرانی بودهاند. برای همین بسیاری از مثلها و اصطلاحهای روزمرهٔ ما از قالیبافی و نساجی آمدهاند:
| ضربالمثل یا اصطلاح | معنی |
|---|---|
| پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن | خرجت را به اندازهٔ درآمد و توانت نگه دار. |
| گلیم خود را از آب بیرون کشیدن | کار خود را پیش بردن و خود را از گرفتاری نجات دادن. |
| گلیم بختش را سیاه بافتهاند | بدبیاری و بخت بدی که گویی از آغاز برایش رقم خورده است. |
| بساط کسی را جمع کردن | به کار یا نفوذ کسی پایان دادن. «بساط» همان گستردنی و فرش است. |
| گره کور افتادن | پیچیده شدن کار به شکلی که باز کردنش سخت است؛ مثل گرهی که در بافت بهسختی باز میشود. |
| گره از کار کسی باز کردن | مشکل کسی را حل کردن. |
| نخنما شدن | کهنه و تکراری شدن؛ مثل فرشی که پرزش ریخته و نخهای زیرش پیداست. |
| سر نخ را پیدا کردن | به ریشه و آغاز ماجرا رسیدن. |
| تار و پود چیزی | همهٔ وجود و اجزای اصلی آن؛ «با تار و پودش آشناست». |
| همه از یک کرباساند | همه مثل هماند و فرقی با هم ندارند. |
ضرب المثل قالی سلیمان یعنی چه؟
در قصههای عامیانه و ادبیات فارسی از «بساط سلیمان» یا قالیچهٔ پرندهٔ حضرت سلیمان یاد شده است؛ فرشی که باد آن را برمیداشت و در زمانی کوتاه به سرزمینهای دور میبرد. وقتی میگویند «انگار سوار قالیچهٔ سلیمان شده»، منظور کسی است که خیلی سریع یا بهشکلی باورنکردنی به جایی رسیده است. «بساط سلیمانی» هم در شعر کهن نشانهٔ شکوه و فرمانروایی است.
ترانههای قالیبافان کاشان
قالیبافی در کاشان سالها کار خانگی زنان و دختران بود. دار قالی در گوشهای از خانه برپا بود و بافندهها ساعتها پای آن مینشستند. زمزمهٔ ترانه هم خستگی را کم میکرد و هم به کار ریتم میداد. در بسیاری از مناطق ایران هم استادکار رنگ و تعداد گرهها را آوازگونه برای بافندهها میخواند؛ رسمی که به آن «تعلیمخوانی» میگویند.
یکی از ترانههایی که زنان قالیباف کاشانی هنگام کار زمزمه میکردند این است:
ببافم قالی قالی / ببافم یادگاری
گل میاندازم به قالی / عزیزم رو گل قالی
عزیزم جای تو خالی / عزیزم جای تو خالی
ببافم قالی هفترنگ / ببافم با دل تنگ
این ترانه ساده است، اما حالوهوای کار را خوب نشان میدهد: قالی برای بافنده فقط کالا نبود، «یادگاری» بود؛ و در هر گلش دلتنگی برای عزیزی دور بافته میشد.
شعر سعدی بر قالی دستباف کاشان
در قالیهای نفیس قدیمی کاشان گاهی شعر فارسی را در حاشیهٔ فرش میبافتند. یکی از نمونههای شناختهشده، قالی محرابی با نقش درخت زندگی و پرندگان است که غزلی از سعدی در حاشیهاش بافته شده است:

درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند / جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
حریف مجلس ما خود همیشه دل میبرد / علیالخصوص که پیرایهای بر او بستند
بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط / ز بس که عارف و عامی به رقص برجستند
— سعدی
نقش درخت پرشکوفه و پرنده در متن فرش با مضمون بهاری غزل هماهنگ است. این هماهنگی نقش و شعر یکی از ویژگیهای هنری فرش کاشان است. برای آشنایی بیشتر با نقشها، سبکهای عمدهٔ طرح فرش کاشان را ببینید.
شعرهای معاصر دربارهٔ قالی کاشان
شاعران معاصر هم از قالی کاشان و رنج بافندههایش گفتهاند. در شعر زیر از سید مسعود محمدی، قالی از زبان خودش سخن میگوید؛ از دار قالی تا زیر پای این و آن:
قالی کاشانم و روی زمین افتادهام / با گلی بیرنگ و بیبو همنشین افتادهام
دل مبند ای دوست بر بالا نشستنها که من / از فراز دار قالی بر زمین افتادهام
بود دست دختران در تار و پود زلف من / لیک اکنون پایمال آن و این افتادهام
بس گره در کار من انداخت قالیباف و من / پایبوس خالق نقشآفرین افتادهام
عباس خوشعمل کاشانی هم در شعری بلند، قالی کاشان را «بهشت رنگها» نامیده و از رنجی گفته که پشت هر رج آن است:
قالی کاشان بهشت رنگهاست / رنگهایش نغمهٔ آهنگهاست
گوش دل بگشا که از هر ریشهای / میتراود پرتو اندیشهای
فرش ما با نقش محراب و ترنج / یک جهان گنج است اما برده رنج
هر رج از انگشت ریش دختری / میگشاید پیش چشمت دفتری
طرفه فرشی را که اینسان بافتند / دارد ارزش جان به سودایش دهند
زیر پا نه، روی سر جایش دهند
پیام هر دو شعر یکی است: فرش دستباف حاصل ماهها کار دست و چشم بافنده است. تاریخ این هنر را در هنر فرش کاشان در گذر زمان و ویژگیهای فنیاش را در ویژگیهای فنی و هنری فرش کاشان بخوانید.
فرش کاشان امروز
کاشان امروز علاوه بر فرش دستباف، از مهمترین مراکز تولید فرش ماشینی ایران است. بسیاری از نقشههای اصیل کاشان، مثل ترنجدار، محرابی و افشان، حالا در فرشهای ماشینی ۷۰۰ تا ۱۵۰۰ شانه بافته میشوند و به خانههای سراسر کشور میرسند. معرفی کامل این فرشها را در فرش کاشان ببینید و اگر قصد خرید دارید، قیمت روز همهٔ شانهها و سایزها در لیست قیمت فرش ماشینی آمده است. ایران کارپت این فرشها را مستقیم از کارخانههای کاشان و بیواسطه میفروشد.
اگر شما هم ضربالمثل یا ترانهای از قالیبافان کاشان یا شهرهای دیگر میدانید، در بخش نظرها برایمان بنویسید تا به این مجموعه اضافه کنیم.
پرسشهای رایج دربارهٔ ضربالمثلهای قالی
ضرب المثل «مثل قالی کاشان» یعنی چه؟
یعنی آدمی باوفا و یکرنگ که با گذشت زمان عوض نمیشود؛ مثل قالی کاشان که رنگش نمیپرد و هرچه میگذرد ارزشش بیشتر میشود.
چرا رنگ قالی کاشان ماندگار است؟
قالیبافان کاشان به رنگرزی دقیق با رنگهای گیاهی و پشم مرغوب معروف بودهاند. رنگی که درست تثبیت شود، سالها زیر نور و رفتوآمد میماند.
معنی «پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن» چیست؟
یعنی خرج و خواستههایت را با درآمد و توانت هماهنگ کن و بیش از اندازهات قدم برندار.
قالیچهٔ سلیمان چیست؟
در قصهها، فرشی پرنده است که باد آن را حمل میکرد و حضرت سلیمان را به سرزمینهای دور میبرد. در زبان عامیانه کنایه از رسیدن سریع و شگفتانگیز به جایی است.
زنان قالیباف هنگام کار چه میخواندند؟
ترانههای کوتاه و آهنگین، مثل «ببافم قالی قالی، ببافم یادگاری». این ترانهها خستگی کار را کم میکرد و به بافت ریتم میداد.


