خانه » تاریخ » تاریخچه شهر فرش ایران کاشان
تاریخچه شهر فرش ایران کاشان

تاریخچه شهر فرش ایران کاشان

وجه تسمیه نام کاشان

در مورد وجه تسمیه «کاشان» نظرهای مختلفی وجود دارد که به برخی از آنها می پردازیم.

 

تاریخ کاشان

قاسان – کاس رود: تاریخ قم، کهن ترین مأخذی است که بدین موضوع پرداخته است: « و گویند که قاسان را نام نهاده اند به رودخانه ای که او را به زبان عجم کاسه ای می گویند که قاسان دریا بوده است و آن را کاس رود خوانده اند» (قمی ، 1313 ،75)

هم چنین در قم نامه آمده است : « بلده کاشان در قدیم، قلعه جاتی در کنار دریاچه ساوه بوده است که الان آثار کهنه آن باقی است. » (مدرسی طباطبایی،251،1364)

با در نظر گرفتن معنای واژه«کاس» و «کاس آب» (دهخدا،168،1373) از یک سو و موقعیت کاشان در قدیم از سوی دیگر، احتمالاً واژه کاشان برگرفته از «کاس» باشد که در اصل «کاسان» بوده و به مرور ایام به «کاشان» تغییر یافته است. (کیانی،205،1368)

کاشان: با توجه به تحقیقات علمی در تپه های سیلک می توان دریافت که کاسان و کاشان برآمده از نام قبایل «کاسو» یا «کاشو» های معاصر با دوران سلطنت حمورایی در بین النهرین بوده است و نام خدای بزرگ آنها نیز «کاشو» بوده که با افزودن الف و نون فارسی، کاسیان، کاشیان و کاشان گردیده است.(نراقی،16،1345و17).

در این باره گیرشمن می گوید: « تمدنی که در نیمه دوم هزاره چهارم قبل از میلاد در بین النهرین شمالی آشور آینده ظهور کرد، سبک کوره سازی فاخر را پذیرفت و توسعه داد. شکل کاسه مس و تزئینات منقوش آن می رساند که ظاهراً از مراکز ایران – که بهترین آنها در سیلک و حصار شناخته شده – مأخوذ است» (گیرشمن،23،1349).

کاه فشان : به عقیده برخی از نویسندگان دوره های اسلامی، بنای شهر کاشان به امر زبیده خاتون همسر هارون الرشید، (م 175 ق) که شیعه بوده، انجام گرفته و چون در آغاز کار برای تعیین نقشه حصار و دیوار شهر جای آن را کاه فشانی کرده اند، کاه فشان نامیده شد که به تدریج به «کاشان»تبدیل گردید. (نراقی،15،1345).

کاشان در گذر زمان

کاشان در دوران ماقبل تاریخ

یکی از قدیمی ترین محوطه های باستانی، «سیلک» در منطقه فین کاشان است.

دو تپه مجاور هم (به فاصله حدود 600 متر) با دو گورستان در اطراف آنها، بقایای تمدنی است که از اواخر هزاره ششم ق.م. آغاز شده و پس از یک انقطاع تا هزاره اول ق.م. تداوم داشته است.

تپه سیلک

آثار و بقایای تپه شمالی با ارتفاع و وسعتی کمتر از تپه جنوبی، معرف تمدن قدیمی تر منطقه است که قدمت آنها بین اواخر هزاره ششم تا اواخر هزاره پنجم ق.م. می باشد.

آثار این تپه گویای دو دوره فرهنگی است که بقایای نخستین دوره متعلق به دوره شکل گیری روستاها در پیش از تاریخ ایران است.

برپابه نظر دکتر گیرشمن باستان شناس معروف فرانسوی – که کاوش های خود را در سال 1311 شمسی در منطقه سیلک کاشان آغاز کرده و نیز با توجه به اطلاعاتی که تاکنون به دست آمده – «قدیمی ترین محل سکونت بشری که در دشت شناخته شده، سیلک، نزدیک کاشان است» (گیرشمن،29،1349).

همچنین «تصور انسان در سیلک ، نزدیک کاشان است»(گیرشمن،29،1349).

همچنین «تصور انسان در سیلک،بسیار قدیمی تر از یونان است» (گیرشمن،68،1349).

« سیلک – نزدیک کاشان – در ماد مرکزی و در کنار صحرای بزرگ، کهن ترین ناحیه ای است که در آن سکونتی برقرار شده است.» (گیرشمن،14،1371)

به این ترتیب، گیرشمن تمدن سیلک را قدیمی ترین تمدن ایرانی ماقبل تاریخ می داند به نحوی که از تمدن شوش نیز قدیمی تر است.

نکته مهم در تمدن سیلک، وجود خط و اولین نوشته ها در این منطقه است.

پروفسور گیرشمن می نویسد:« سیلک تنها مکان تاریخی در فلات ایران است که مدارک نوشته، از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده.» (گیرشمن،2،1371)

براساس تحقیقات گروه باستان شناسی فرانسوی تحت نظارت پروفسور گیرشمن، سیلک مهد تمدن خاصی پیش از ورود قبایل «ماد» بوده که قدرت و ساز و برگ نظامی در خور توجهی نیز داشته اند.

در واقع سیلک پیش از ورود قبایل مذکور، مدت های مدید محل سکونت مردمی بود که تمدنی مخصوص به خود داشتند.(گیرشمن،10،1371).

کاشان در دوران ایران باستان

گیرشمن در کتاب خود می نویسد : « هنر سیلک و تمدن مربوط به آن، مجموعه ای با شکل واحد را تشکیل می دهد که ما می توانیم آن را به قبایل «ماد» نسبت دهیم. این وحدت شکل نیز ممکن است در نتیجه شرایط مخصوصی که پیش از ورود این قبایل در سیلک برقرار بوده ، به وجود آمده باشد». (گیرشمن10،1371).

اکتشافات محدود و مشخص از دوران هخامنشی – از جمله کشف سکه های نقره متعلق به ساتراپ های امپراتوری هخامنشی و آخرین پادشاه آن همراه با سکه های یونانی متعلق به قرن ششم پیش از میلاد در روستای مرق واقع در کوهستان های غرب کاشان – بیانگر اعتبار منطقه در این دوران است. (نراقی،48،1374و51)

روستای مرق

از دوران ساسانی بقایایی از آتشکده ها در کوهستان های اطراف کاشان باقی است که مهم ترین آنها آتشکده نیاسر می باشد که معروف است اردشیر بابکان در بازگشت از اصفهان آن را در کنار چشمه نیاسر بنا نهاد. (قمی،76،1313و77).

همچنین بقایای آتشکده ای در خرمدشت کاشان بر جای مانده که منسوب به دوران ساسانی است.

به طور کلی در دوره رونق آیین زرتشت در ایران، کاشان در این خصوص از اهمیت خاصی برخوردار بوده؛ آن گونه که طبق یکی از روایات مذهبی دین مسیح، «سه نفر مغ دانشمند زرتشتی که هنگام ولادت حضرت عیسی (ع) با هدایای مقدس و گرانبهایی رهسپار بیت المقدس شدند، از شهر کاشان برخاسته بودند و مبدأ عزیمت آنان نیز شهر کاشان بوده است.» (سیزده تن از خاور شناسان،496،1336).

کاشان در دوران صدر اسلام تا دوره آل بویه

شهر کاشان در سال های 23 و 24 هجری هم زمان با قم و اصفهان به دست مسلمانان گشوده شد.

مورخان صدر اسلام نیز در شرح فتح ایران، از کاشان به عنوان شهری دایر و آباد یاد می کنند؛ از جمله اعثم کوفی، مورخ عرب در شرح صف آرایی ایرانیان در جنگ نهاوند می نویسد: « از مجموع 150000 تن لشکریان اردوگاه ایران، بیست هزار نفر آنها از سربازان خطه کاشان و قم بوده اند» (کوفی،1300 ق،100).

با روی آوردن مردم ایران به اسلام و با توجه به عواملی از قبیل احترام خاندان رسالت از نیکان هرقوم و مخالفت با تبعیض نژادی و قومی، مذهب شیعه از ابتدا در بین مردم ایران و از جمله در شهر کاشان با استقبال مردم روبه رو گردید.

امامزاده سلطان علی بن امام محمد باقر

مردم کاشان پس از شهادت امام سجاد (ع) پیرو فرزند ارشد او امام محمد باقر (ع) گشتند؛ چنان که آن امام نیز به خواهش شیعیان کاشان و فین، فرزند خود امامزاده علی بن محمد باقر (ع) را برای رهبری آنان به کاشان فرستاد، اما مخالفان شیعه، حضرت را به سال 106 هجری در اردهال ( 45 کیلومتری کاشان) به شهادت رساندند.

شواهد نشانگر آن است که مردم شیعه کاشان با اصحاب خاص امامان تماس و ارتباط مستقیم داشته اند.

ابوالحسن علی بن محمد کاشانی(م 220 ق) صاحب کتاب جامع الکبیر فی الفقه، از اصحاب خاص امام نهم (ع) و امام دهم(ع) اهل کاشان بوده است. (نراقی،46،1345).

شهر کاشان تا زمان هارون الرشید مورد توجه خلفای اموی و عباسی نبوده است، اما حمدالله مستوفی در نزهه القلوب بنای شهر کاشان را در دروه اسلامی ، به زبیده خاتون همسر هارون الرشید نسبت می دهد.

اهالی کاشان در قرن دوم هجری در محلی به نام «چهل حصاران» اقامت داشتند؛ ناحیه ای در دشت فین که اکنون اراضی جنوب غربی کاشان را در خارج از دروازه فین شامل می شود و بقعه معروف ابولؤلؤ در آنجا واقع است.

به همت زبیده خاتون، حصاری نیز به دور آن کشیده شد و خندقی در پیرامون آن حفر گردید، اما بعدها در اثر زلزله سال 239 هجری از بین رفت. (کیانی،211،1368).

کاشان در دورۀ آل بویه (قرن چهارم هجری)

مقدسی در احسن التقاسیم از کاشان آن دوره چنین یاد کرده است:« کاشان شهری است آباد، روستایی نیکو دارد؛ کشتزارهایش بسیار، گرمابه ها نیکو، نعمت فراوان، کاریز در زیر و روی زمین دارد. در کاشان دژی هست که دور آن خندقی است. »(مقدسی ،1408 ق،584 و 593)

همچنین صاحب کتاب حدود العالم می نویسد: «کاشان شهری است بسیار نعمت، و از آنجا دبیران و ادیبان خیزند. »(حدود العالم،143،1362)

در این زمان کاشان شهری صنعتی بوده و سفالگری و فلزکاری آن مشهور بوده است. ضمناً آل بویه که خود شیعی مذهب بودند، به شهر کاشان توجه زیادی داشتند.

کاشان در دورۀ سلجوقی (قرون پنجم و ششم هجری)

کاشان از اوایل دوره سلجوقی، اهمیت و اعتبار روزافزونی داشت و غالب وزرا، مستوفیان و دبیران سلاطین سلجوقی، کاشان بودند.

با رونق اقتصادی شهر، بازار نیز گسترش یافت و بناهای عمومی متعددی همچون مسجد، مدرسه، خانقاه، دارالشفا و کتابخانه ساخته شد.

قلعه جلالی

همچنین به دلیل اهمیت کاشان، در زمان سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی قلعه نظامی جدیدی در جنوب غربی شهر بنا گردیده و برای تأمین آب آن نیز سدی بر روی رودخانه قمصر ساخته شد.

ناگفته نماند پس از مدتی نیز به همت یکی از بزرگان کاشان،مجدالدین عبیدالله (م 535 ق) حصاری با برج و بارویی محکم در پیرامون آن کشیده شد. (کیانی،211،1368تا213).

متأسفانه در سال 532 هجری، ملک سلجوق بن محمد بن ملکشاه در منطقه کاشان اقدام به تهاجم و سپس تاراج روستاهای آباد نمود، اما به دلیل استحکام حصار و برج و باروهای کاشان و پایداری دلیرانه اهالی شهر، نتوانست به داخل شهر نفوذ کند.

کاشان دورۀ ایلخانی

کاشان نیز همچون سایر شهرهای آباد و مهم ایران، به کرّات مورد تهاجم و غارت وحشیانه مغول قرارگرفت.

عطاملک جوینی در این باره می نویسد: « بعضی از لشکریان به محاصره کاشان مشغول شدند و به سه روز بگرفتند و قتل و غارت و نهب بسیار کردند و از آنجا به ری رفتند.» (جوینی،1329ق،169)

همچنین سر پرسی سایکس در همین باب می نویسد: « دسته دیگر از مغول در 612 مجری ری، ساوه، قم، کاشان را مورد تجاوز و تهاجم قرار دادند و سکنه و باشندگانی که در وهله اول به سلامت جان در برده بودند، تمامی آنها را قتل عام کردند. »(سایکس،156،1330)

این تاخت و تاز تا سال 639 هجری که سلطان جلال الدین خوارزم شاه و اهالی مناطق عراق عجم مبارزه می کردند، همچنان ادامه داشت.

یکبار نیز در آغاز دوره ایلخانی و تاخت و تاز سپاهیان هلاکوخان،خواجه نصیرالدین طوسی – وزیر حکیم و شیعی هلاکوخان – به احترام دانشمند بزرگ شیعه باباافضل الدین مرقی کاشانی، لشکر هلاکوخان را از نهب و غارت کاشان بازداشت. (نراقی،69،1345-71)

از سال 650 ق که شمس الدین جوینی صاحب دیوان و دانشمند به حکومت این نواحی برگزیده شد و تا سه نسل خانواده او این سمت را داشتند، آرامشی نسبی بر کاشان حاکم بود و تلاش های علمی و صنعتی و هنری در این منطقه استمرار یافت.

حمدالله مستوفی در زمان غازان خان که مسلمان گردیده بود، مردم کارشان را چنین توصیف می کند: « مردم آنجا شیعه اثنی عشری اند و اکثرشان حکیم وضع و لطیف طبع و در آنها جهال و بطال کمتر باشد.» (مستوفی ،74،1336)

غازان خان در شهرهای بزرگ از جمله کاشان دارالسیاده بنا کرد که مجموعه ای بود بسیار مجهز شامل مسجد، مدرسه، پژوهشگاه، خیریه، درمانگاه، مسافرخانه و جز اینها که در محله سلطان میراحمد واقع بوده است.

کاشان در دوران تیموریان و ترکمانان

هنگامی که نواحی مرکز تا جنوب ایران مورد هجوم سپاهیان تیمور قرار گرفت، امیر مجدالدین مظفر کاشی که از طرف خواهرزاده خود، سلطان زین العابدین مظفری، فرمانروای اصفهان و کاشان بود، با حسن سیاست و زیرکی از قتل و غارت آنها جلوگیری نمود و بدین ترتیب، کاشان از مخاطرات به دور ماند.

پس از مرگ شاهرخ تیموری، کاشان در حوزه فرمانروایی قراقویونلو قرار گرفت.

میدان سنگ کاشان

در زمان امیر جهان شاه قراقویونلو همسرش از کاشان بازدید کرد و مورد توجه او قرار گرفت، از این رو بناهای معتبری در شهر ساخته شده که برخی از آنها همچون میدان سنگ و بناهای اطراف آن هنوز باقی است.

جوزافا بابارو ایتالیایی که در قرن نهم کاشان را دیده است، می نویسد: « به شهری پرجمعیت رسیدیم به نام کاشان.. پیرامون شهر سه میل است، دارای حصار و حومه اش زیبا و وسیع است. »(باربارو،80،1349)

کاشان در دورۀ صفویان

هنگامی که شاه اسماعیل صفوی پس از استیلا بر ایران باختری و جنوبی، رهسپار کاشان گردید، مردم شیعی مذهب و مؤمن کاشان با شور و شوق بسیار و در میان جشن و چراغانی و آذین بندی از او پذیرایی نمودند و شاه در باغ فین اقامت گزید.

باغ فین

از این پس تا پایان دوره صفویه، کاشان مورد توجه خاص شاهان صفوی بوده و هریک مدتها در آنجا و در عمارات زیبایی که ساخته بودند، زندگی می کردند و حتی شماری از سفرا و بزرگان و فرستادگان کشورهای دیگر از جمله برادران شرلی را نیز در کاشان به حضور پذیرفتند.

در این دوره ، کاشان از همه رو ترقی بسیار نمود؛ آن گونه که همه اروپاییان و مستشرقانی که در این زمان به ایران آمدند،به تمجید از کاشان پرداخته و حتی به جهت شکوه،ثروت و زیبایی آن را دومین شهر ایران دانسته اند.

همچنین از زمان شاه طهماسب اول، کاشان به دلیل مرکزیت امور شرعی، پایتخت مذهبی کشور شناخته شد و به دارالمومنین مشهور گشت؛ تا آنجا که محقق کرکی شیخ عبدالعلی عاملی – عالی ترین مرجع عالم تشیع آن عصر که برای تطبیق مقامات و مؤسسات دینی با موازین مذهب شیعه به ایران آمد – در کاشان اقامت گزید و بر مسند اجتهاد تکیه نمود و مفتیانی به هر کجا می گمارد.

پس از ایشان و در دوران شاه عباس دوم نیز با وجود علامه فیض کاشانی این جایگاه در کاشان محفوظ بود.

همچنین در دوران صفویه، کاشان از رونق اقتصادی بسیار بالایی برخوردار بود؛ به گونه ای که بازرگانان بزرگ داخلی و خارجی در بازار آن داد و ستد می کردند. در این دوران ، هنر و صنعت در کاشانبه اوج خود رسید و در دیگر نقاط عالم زینت بخش محافل دولتی و اقتصادی شد.

کاشان در دوران زندیان و افشاریان

با حمله محمود افغان در زمان شاه سلطان حسین صفوی، کاشان دیگر بار مورد حمله قرار گرفت و سرانجام با وجود پایداری مردم، این شهر گشوده شد و مورد غارت و کشتار قرار گرفت و صدمات بسیار دید.

اما با غلبه نادرشاه بر افاغنه، مردم کاشان به استقبال او رفتند. میرزا ابوالقاسم شیخ الاسلام پیشوای روحانی کاشان، با اخلاق و گفتار خود چنان نادرشاه را شیفته خود کرد که کاشان را از پرداخت مالیات و تحمیلات اردوکشی معاف نمود و او را با اصفهان دعوت کرد و گرامی اش داشت.

نادرشاه همچنین در دوره حکومت خود به جبران خرابی ها در کاشان همت گمارد، اما با کشته شدن وی و درگیری مدعیان بر سر جانشینی او، دوباره کاشان مورد حمله سپاهیان پراکنده افغان و ازبک قرار گرفت، تا اینکه کریم خان زند بر رقبای خود پیروز شد و استقلال ایران را تجدید نمود.

مسجد و مدرسه شاه کاشان

او پس از چندی به کاشان آمد و با استقبال باشکوه مردم روبه رو شد. سپس عبدالرزاق خان را به عنوان حاکم کاشان مأمور کندن خندق بزرگی بر گرد باروی شهر نمود.

در سال 1192 با زلزله هولناکی کاشان ویران شد و بسیاری از مردم کشته شدند و بسیاری از بناها و استحکامات شهر فرو ریخت.

در این زمان نیز که سال آخر سلطنت کریم خان بود، به امر او عبدالرزاق خان مأمور بازسازی شهر و جبران خرابی ها گردید.

ایجاد مدرسه، حمام، آب انبار، مسجد و نیز حفر یک رشته قنات به نام عبدالرزاق خان –که بعدها مشهور به خان شد- از جمله اقدامات او در جبران خرابی ها و ایجاد رونق دوباره کاشان بود.

کاشان در دورۀ قاجار

عبدالرزاق خان پس از حمله آقا محمدخان قاجار به کاشان، وقتی از قدرت او باخبر شد، ناگزیر از در آشتی درآمد.

از این سو،پیشوایان روحانی شهر نیز به رهبری ملامحمد مهدی نراقی به ملاقات آقامحمدخان در اردوگاه خارج از شهر رفتند تا برای مردم کاشان تقاضای تأمین جانی و مالی کنند. او نیز بنا به مصلحت خویش پذیرفت و به اصفهان عزیمت نمود. (نراقی،159،1345و160).

هرچند کاشان در دوره قاجاریه اعتبار دوران صفویه را نداشت، با این همه، از شهرهای مهم و صنعتی ایران شمرده می شد.

کنت دوسرسی که این زمان به کاشان رفته، آن را یکی از شهرهای مهم و بزرگ ترین شهر صنعتی ایران نامیده و معتقد است کاشان با وجود از دست دادن شهرت سابق 30 هزار نفر جمعیت دارد و مردم آن کمتر از سایر نقاط ایران فقیر به نظر می آیند. (کنت دوسرسی،172،1362)

مادام دیولافوا که در اواخر قرن سیزدهم هجری از کاشان دیداری داشته می گوید: « خانه ها با خشت و گل ساخته شده اند ولی تمیزند. بازار این شهر وسیع است و جا به جا کاروانسرایی هست. این کاروانسراها تاجر نشین اند. شهر دارای حیات و در تمام وسعت خود جنب و جوشی دارد و مانند تبریز و قم، محلات مخروبه ای در آن مشاهده نمی شود.» (مادام دیولافوا،110،1376و209).

باغ شاه کاشان

در دوران فتحعلی شاه قاجار کاشان مورد توجه قرار گرفت و مدرسه و مسجد بزرگی در کنار بازار به امر او ساخته شد و باغ فین نیز بازسازی شد و توسعه یافت؛ تا جایی که برای افتتاح آنها خود شاه به کاشان آمد. او سپس تولیت مدرسه سلطانی را به عالم جلیل القدر، حاج ملا احمد نراقی واگذار نمود.

کاشان در دورۀ پهلوی

در سال های آخر دوره قاجاریه، کاشان در سیطره نایب حسین و فرزندانش از جمله ماشاءالله خان سردار بود که با برنامه ریزی وثوق الدوله آنها دستگیر و اعدام گردیدند.

با روی کار آمدن رضاخان و پیش گرفتن سیاست صنعتی شدن و اجرای برنامه های غربی، ساختار سنتی شهرها از جمله کاشان به تدریج فرو پاشید.

از این رو، صنایع کارخانه ای جایگزین صنایع دستی و سنتی گردید و از سال 1313 با تأسیس کارخانه ریسندگی و بانک ملی، کاشان مرحله جدیدی را آغاز کرد.

کارخانه مخمل و ابریشم کاشان

در سال های بعد با احداث چند کارگاه بزرگ صنعتی همچون کارخانه های مخمل و ابریشم و حریر، ساختار صنعتی و اقتصادی شهر دگرگون شد.

همچنین از سال 1350 که کارخانه فرش ماشینی راوند و صنایع کارخانه ای متعدد دیگری تأسیس گردید، آخرین بقایای صنایعی سنتی و دستی در مسیر افول و نابودی قرار گرفتند.

کاشان در دورۀ انقلاب اسلامی

با پیروزی انقلاب اسلامی، مردم کاشان به حفظ میراث معنوی و فرهنگ اسلامی خویش گرایش یافتند.

شکل گیری نهادهای انقلاب اسلامی در کاشان به سرعت و با گستردگی صورت گرفت و بسیاری از جوانان در قالب انجمن های اسلامی یا نهاد های انقلابی به ویژه سپاه پاسداران و جهاد سازندگی برای ساختن کشور بسیج شدند.

بهره برداری محدود کشاورزی و دامداری شهرستان کاشان که در حال تعطیل شدن بود، دیگر بار فعال شد و برای رسیدن به استقلال اقتصادی،برنامه ریزی وسیعی به منظور تأمین آب و رونق بخشیدن به کشاورزی و دامداری صورت گرفت.

کارخانجات کاشان

همچنین احداث شهرک های صنعتی راوند، امیرکبیر و جعفرآباد و احداث مجموعه های بزرگ نساجی و صنعتی چون کارخانه ایران غلطک، چینی سازی، کاشی سازی،پ ارچه بافی و ریسندگی، تأسیس دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور، تبدیل مدرسه عالی علوم کاشان به دانشگاه جامع کاشان، تقویت آموزشکده فنی شهید رجایی و راه اندازی آموزشکده خواهران وابسته به آن، احداث بیمارستان بزرگ شهید بهشتی، پارک ها، کتابخانه ها، احداث سیلور و تأسیسات عمومی فراوان و نیز احداث اتوبان قم-کاشان و شروع پروژه آبرسانی زاینده رود به این شهر، از جمله اقدامات اساسی است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کاشان انجام پذیرفته است.

در حال حاضر علاوه بر هنرهای صناعی همچون فرش دستباف،بیش از هزار کارخانه صنعتی در زمینه های مختلف نساجی و فرش ماشینی، صنایع کانی غیرفلزی، ماشین آلات و تجهیزات، شیمیایی و نفت، مواد غذایی و دارویی و بهداشتی فعالیت می کنند.

اشتراک گذاری مطلب

استفاده از مطالب این وب سایت با ذکر منبع و لینک به مرجع فرش ایران آزاد می باشد.